| دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۷ الإثنین ۰۳ ربیع الثانی ۱۴۴۰ Monday 10 December 2018
افزایش دلبستگی مردم به حاکمیت، کاهش شکنندگی دولت
  • 1396/12/07 19:01
  • 59

افزایش دلبستگی مردم به حاکمیت، کاهش شکنندگی دولت

بهبود شاخص شکنندگی دولت، در گفت‌وگوی «آسمان آبی» با علی تاجرنیا، عضو مرکزی حزب اتحاد ملت ایران اسلامی

در طول یک دهه اخیر، مفهوم دولت‌های شکننده به یکی از مفاهیم مهم سیاست بین‌الملل تبدیل شده است. این شاخص مبتنی‌بر رتبه‌‌بندی سالانه کشورهای مختلف جهان است که ازسوی بنیاد صلح منتشر می‌شود. هدف اصلی این گزارش سالانه، ارزیابی سطح پایداری و ثبات در کشورها و میزان فشارهای وارده به صلح است. این شاخص از مجموع ۱۲متغیر مختلف به دست می‌‌آید که هر یک از این متغیرها نیز متشکل از زیرمتغیرهای مختلف دیگری هستند. براساس این گزارش، شاخص شکنندگی در سال۲۰۱۰ و همزمان با اواسط دولت دهم به اوج خود می‌رسد و طی دو سال بعدی اندکی کاهش می‌یابد. همزمان با استقرار دولت یازدهم، از سال۲۰۱۲ روند بهبود شاخص شکنندگی دولت در ایران تداوم یافت؛ به‌طوری‌که در سال ۲۰۱۶ به کمترین میزان خود طی هشت سال گذشته ‌رسید. در راستای این مبحث و با تاکید بر این سوال که چرا چنین بهبودی در شاخص شکنندگی دولت، در سال‌های اخیر در جامعه نادیده گرفته می‌شود، سراغ علی تاجرنیا، عضو مرکزی حزب اتحاد ملت، رفته‌ایم و در این زمینه با او گفت‌‌وگو کرده‌ایم. مشروح مصاحبه در ادامه می‌آید.

وقتی صحبت از شکنندگی دولت‌ها می‌شود، مقصود چیست؟ براساس گزارش بنیاد صلح، رتبه شکنندگی ایران در سال‌های اخیر بهبود پیدا کرده، سوال این‌جاست که چرا این اتفاق در لا‌به‌لای حوادث گم می‌شود و حتی از شکنندگی دولت آقای روحانی سخن به میان می‌آید؟

من معتقدم در کشور ما و با توجه به نظام سیاسی که مبتنی‌بر خواست مردم است و از لحاظ ترسیم سیاست‌های بین‌المللی که ایران برای خود جایگاه مستقلی را از قدرت‌های جهانی تعریف کرده، یکی از مهم‌ترین پشتوانه‌ها، خواست و رأی مردم و دلبستگی آن‌ها به دولت و مجموعه حاکمیت است و به هر میزان که این پشتوانه کمرنگ شود، به همان نسبت، شکنندگی دولت به مفهوم استیت آن بیشتر خواهد بود؛ البته شاخص‌های دیگر هم وجود دارند که از اصلی‌ترین آن‌ها می‌توان به رضایتمندی مردم اشاره کرد و همین‌طور دیگر شاخص‌ها که ریشه بسیاری از آن‌ها، همین جایگاه حاکمیت در نزد مردم است. مسئله‌ای که وجود دارد این‌که عده‌ای در داخل تعمدا تلاش می‌کنند نارضایتی مردم از بعضی اقدامات خلاف دستگاه‌های مختلف حکومت را به دولت و قوه اجرایی کشور نسبت دهند. این‌ها متاسفانه تفکراتی است که به نظر من با چشم‌بستن بر شکاف‌های میان ملت و دولت به معنی اعم آن و نبود نگاه کلان به منافع ملی و تنزل آن به مسائل جناحی، موجب صدمه به کل حاکمیت خواهد شد. آسیب‌شناسی در این موضوع بسیار جدی است و اگر ما نتوانیم آن را به‌درستی انجام دهیم، نمی‌توانیم برمبنای آن طرح درمان داشته باشیم و این مشکل را حل کنیم. آسیب امروز ما گرچه بی‌اعتمادی مردم به بخش‌هایی از مجموعه حاکمیت هم است، اتفاقا این بی‌اعتمادی ‌به دولت و قوه مجریه نسبت‌به دیگر قوای موثر در کشور کمتر است. امروز نارضایتی مردم از تبعیض، اجرانشدن عدالت، در عموم زمینه‌ها، وجود رانت‌ها و فساد مالی در مجموعه حاکمیت و ورود نهاد‌های غیرمربوط به حوزه‌های مدیریتی کشور بسیار بیشتر است. اگر به منابع بین‌المللی نگاهی بیندازیم، می‌بینیم در حوزه دولت اتفاقا نسبت‌به دولت‌های نهم و دهم، اتفاقات موثرتر و مثبت‌تری را در مجموع شاهدیم، اما متاسفانه جریان‌هایی به‌دنبال نسبت‌دادن نارضایتی به دولت هستند و صورت‌مسئله را که نارضایتی از روند برخی قوای دیگر کشور است، پاک می‌کنند و همین عملکرد در درازمدت مشکلات حاد ایجاد خواهد کرد؛ به این معنی که نارضایتی از دولت وجود ندارد. به‌هرحال، مردمی که به آقای روحانی رأی داده‌اند طبیعتا از ایشان به‌عنوان اولین شخص اجرایی کشور انتظاراتی دارند. هرچه بتوانیم انتظارات مردم را در حوزه‌های مختلف به‌ویژه مسائل معیشتی حل کنیم، میزان دلبستگی مردم را به نظام افزایش داده‌ و به تبع آن، از شکنندگی دولت کاسته‌ایم.

با توجه به وضعیت موجود و با نظر به این‌که برخی از مهم‌ترین شاخص‌های بحث شکنندگی دولت‌ها، مشروعیت حکومت و نارضایتی گروه‌ها و فرار مغزهاست، از نظر شما، روند پیش گرفته‌شده ازسوی دولت باید چگونه دنبال شود و روی چه مواردی باید استمرار داشته باشیم تا میزان شکنندگی دولت کاهش یابد؟

از نظر من، امروز مشروعیت نسبتی بسیار مستقیمی با مقبولیت پیدا کرده و مقبولیت یا عدم مقبولیت نیز ناشی از کارآمدی یا ناکارآمدی دولت‌هاست؛ بنابراین از نظر من آن‌چه دولت باید مدنظر قرار دهد، این است که باید تلاش کند نیازهای اساسی مردم اعم از طبقه متوسط که عمدتا نیازهای اجتماعی فرهنگی دارند و چه طبقات پایین‌تر که نیازهای اقتصادی و معیشتی دارند تامین کند تا هر دو گروه به بخش عمده‌ای از خواسته‌های خود برسند و به همین نسبت، دلبستگی آن‌ها را به مجموعه نظام افزایش دهیم. درباره شاخص فرار مغزها هم باید بگویم که این موضوع دقیقا ریشه در مسئله پیشین دارد. وقتی افراد حس ‌کنند در کشور خودشان، از ظرفیت‌شان استفاده نمی‌شود، به‌خصوص که این خواسته‌ها درمیان نخبگان الزاما مسائل اقتصادی نیست و آزادی‌های اجتماعی و سیاسی و دغدغه‌های فرهنگی و فضای علمی مناسب هم از خواسته‌های آن‌هاست که اگر لحاظ شود می‌تواند نخبگان را به کشور علاقه‌مند نگه دارد و سیل مهاجرت به خارج را کنترل کند و کاهش دهد. مهم‌ترین نکته این است که تجربه ما از اتفاقات منطقه در چند سال گذشته نشان‌دهنده این است که بی‌ثباتی در مجموعه مدیریت کشور، ممکن است شرایط را به گونه‌ای نابسامان کند که همه، از مسئولان تا آحاد مردم از این موضوع خسران ببینند و این را هم باید در نظر گرفت که به هر میزان دلبستگی مردم به حاکمیت کمتر و به تبع آن، شکنندگی دولت بیشتر باشد، مخالفان طمع بیشتری برای دست‌اندازی و به‌هم‌زدن این ساختار خواهند داشت؛ بنابراین معتقدم مهم‌ترین وظیفه و رسالت مجموعه حاکمیت اعم از دولت و دیگر قوا، این است که سعی کنند با افزایش کارآمدی سیستم بتوانند به نیازها پاسخ دهند.

آیا نهاد متولی برای کاهش شکنندگی فقط خود دولت است یا نهادهای دیگر هم در این امر دخیل هستند؟

من فکر می‌کنم در همه دنیا اگر از دولت نام برده می‌شود، مجموعه حاکمیت مراد است، نه فقط قوه اجرایی و با همین شاخص هم بررسی صورت می‌گیرد. اتفاقا من فکر می‌کنم در کشور ما قوه مجریه و دولت کمتر از یک‌سوم مجموع قدرت را در اختیار دارد و دیگر قوا و نهادهایی که بالاخص انتصابی هستند و با رأی مستقیم مردم تغییر نمی‌کنند مثل قوه قضائیه و نهادهای نظامی که به مردم پاسخگو نیستند، بخش عمده‌ای از سهم قدرت را دارند. متاسفانه پاسخگویی و مسئولیت‌پذیری متناسب با اختیارات نیست که باید آن به‌صورت جدی موردتوجه و بازنگری قرار گیرد؛ بنابراین مراد از شاخص شکنندگی دولت همان شکنندگی حاکمیت است و نهاد‌های دیگر هم دخیل هستند.

مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  •  
مطالب مرتبط
مردم پاسخ‌های قانع‌کننده‌ می‎خواهند / روحانی نباید کلی‌گویی کند/ دولت نیازمند خانه‌تکانی است
روحانی سخنرانی‌های انتخاباتی خود را مرور کند/ دولت در دور دوم دچار بدعهدی شده است
دولت روحانی عملا به راست گرایش دارد تا اصلاح‌طلبان